تبليغاتX
گروه درسی تاریخ اسلامشهر

 

 

به اطلاع دبیران محترم تاریخ می رساند گروه درسی تاریخ پیرو بخشنامه سازمان قصد برگزاری

 

برگزاری مسابقه طراحی سوالات استاندارد

 

 ویژه همکاران محترم درس تاریخ در تمامی مقاطع را دارد . لذا علاقمندان سوالات طراحی شده خود را حداکثر  تا تاریخ 27/12/87  به گروه های آموزشی متوسطه تحویل نمایند . در ضمن نفرات برتر به سازمان معرفی خواهند شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:55  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 

برگزاری نمایشگاه

 

بدینوسیله به اطلاع تمامی همکاران تاریخ می رساند گروه درسی تاریخ در نظر دارد به مناسبت ایام شکوهمند دهه فجر نمایشگاهی با موضوع :

" نقش حجاب در گستره زمان میان اقوام و ملل "

برگزار نماید .

زمان : 18  الی 22  بهمن ماه

مکان : سالن فجر

 

علاقمندان جهت بازدید می توانند در زمان ذکر شده مراجعه نمایند .

مدیریت آموزش و پرورش شهرستان اسلام شهر

گروه های آموزشی متوسطه

گروه درسی تاریخ

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:55  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 

 

با احترام به اطلاع همکاران محترم مي رساند گروه درسی تاریخ در نظر دارد بنا به درخواست سازمان مسابقه ی مقاله نویسی با عناوین ذیل :

1-                                      فلسفه تاریخ

2-                                      جايگاه نجوم در تاريخ

3-                                      نقش تربيتي تاريخ

4-                                      تاثير آموزش هاي ديني در طول تاريخ

5-                                      نقش دين در ادوار تاريخي (فرهنگ ،تمدن،...)

برگزار نماید .                                                                                      مهلت ارسال : 20/1/88

 

همچنین گروه درسی تاریخ در نظر دارد بنا به درخواست دبیرخانه ی کشوری تاریخ مستقر در شهر کرمان مسابقه ی مقاله نویسی با عناوین ذیل :

1-                                    نقش تدریس دبیران مرتبط و غیرمرتبط در تدریس تاریخ

2-                                    تاثیر روش های نوین تدریس در افت و رشد تحصیلی دانش آموزان

برگزار نماید .

                                                                                                                        مهلت ارسال : 15/12/87

 

õ             در ضمن از برگزیدگان آثار ارسالی به سازمان و دبیرخانه ی کشوری در جشنواره اهداء جوایز تقدیر و تشکر به عمل خواهد آمد .

 

õ             لازم به ذکر است سه اثر منتخب ارسالی به سازمان از طرف سازمان نیز مورد تقدیر قرار خواهد گرفت .

م

 

مديريت آموزش و پرورش شهرستان اسلام شهر

گروه های آموزشی متوسطه

گروه درسي تاريخ

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:54  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 

 

به اطلاع دبیران محترم تاریخ می رساند گروه درسی تاریخ بنا به درخواست سازمان قصد برگزاری

مسابقه کتابخوانی

 ویژه همکاران محترم درس تاریخ را دارد . لذا علاقمندان جهت ثبت نام می توانند تا 24/12/87  به گروه های آموزشی متوسطه مراجعه نمایند . در ضمن نفرات برتر به مرحله استانی راه پیدا خواهند نمود .

 

منبع آزمون : کتاب تاریخ اروپا          تالیف : دکتر عباسقلی غفاری فرد  

                    دکتر عباسقلی غفاری فرد – انتشارات فرهنگ

زمان آزمون : یکشنبه 23/1/88  ساعت 10 صبح

مکان : اداره آموزش و پرورش اسلامشهر – سالن اجتماعات

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:54  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 

 بدینوسیله به اطلاع همکاران تاریخ منطقه می رساند که پیرو اطلاع رسانی قبلی کنفرانس دانش آموزی در تاریخ 13/11/87  بین مدارس داوطلب برگزار می گردد .

 

زمان : 13/11/87

ساعت : 9 صبح  الی 14

مکان : سالن اجتماعات اداره

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 23:4  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 


با احترام به اطلاع همکاران محترم تاریخ مي رساند همکاران می توانند مقاله های خود را تا تاریخ 15 آذر به کارشناسی گروه های آموزشی تحویل نمایند.

 

     عناوین مقاله :

 

v      روش های ایجاد انگیزه در دانش آموزان به منظور تقویت حس ملی و مذهبی

v      بهترین خاطره ی دوران تدریس

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 21:26  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 

ردیف

برنامه

ردیف

فعـالیت

واحـد

مقدار

زمان‌بندی

1

طراحی آموزشی

1

برگزاري كلاس ضمن خدمت « تاريخ معاصر ايران »

 

 

 

2

برگزاري همايش علمي

 

 

 

3

رايزني با مراكز پژوهش و انتشاراتي ـ معرفي مراكز به دبيران منطقه

 

 

 

4

برگزاري بازديدهاي علمي داخلي

 

 

 

5

انجام بازديدهاي ماهانه از روش‌هاي تدريس همكاران منطقه

 

 

 

2

خلاقیت و نوآوری

1

برگزاري مسابقه كتابخواني دبيران منطقه

 

 

 

2

 

 

 

 

3

برگزاري كنفرانس علمي دانش‌آموزي منطقه

 

 

 

4

ايجاد وب‌لاگ تخصصي گروه جهت برقراري ارتباط با همكاران و دانش‌آموزان منطقه

 

 

 

5

انتشار نشريه الكترونيكي تخصصي دانش‌آموزان

 

 

 

3

نقد و بررسی کتب درسی

1

تهيه و تنظيم سوالات فرا دانشي

 

 

 

2

بررسي نقاط قوت و ضعف كتب درسي در كارگاه آموزشي

 

 

 

3

شناخت ظرفيت‌‌هاي دروس براي اجراي شيوه‌هاي گوناگون تدريس همواره با مشاركت دانش‌آموزان

 

 

 

4

نقد و بررسي كتاب تاريخ ايران و جهان2 ـ نتايج حذف كنكور

 

 

 

5

 

 

 

 

4

سنجش و ارزشیابی

1

بازبيني 5% از اوراق امتحانات نهايي

 

 

 

2

 

 

 

 

3

 

 

 

 

4

 

 

 

 

5

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 21:11  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 

 


چكيده:
دوره قاجار در تاريخ معاصر ايران به دلايل متعددي كه عمده‏ترين آنها ارتباط نزديك ايران با كشورهاي غربي است، داراي اهميت بسيار است. توجه غربيان به ايران در اين دوره در چارچوب رقابت هاي استعماري انگلستان، روسيه و فرانسه شكل گرفت. روند وابستگي جامعه ايران به غرب با ورود اولين دسته از ايرانيان به مجامع فراماسونري كه در آغاز منحصر به سفرا و محصلان اعزامي به اروپا بود، تشديد شد و رفته‏رفته با گسترش يافتن شبكه لژهاي فراماسونري و افزايش اعضاي آن كه عمدتاً از ميان طبقات صاحب نفوذ سياسي، اقتصادي، اجتماعي گزينش مي‏شدند، ابعاد گسترده‏تري يافت. فراماسونري يكي از عوامل مؤثر در تحولات است كه بايد در كنار ساير عوامل به نحو شايسته مورد بررسي و تعميق قرارگيرد.
دوره قاجار در تاريخ معاصر ايران به دلايل متعددي كه عمده‏ترين آنها ارتباط نزديك ايران با كشورهاي غربي است، داراي اهميت بسيار است. توجه غربيان به ايران در اين دوره در چارچوب رقابت هاي استعماري انگلستان، روسيه و فرانسه شكل گرفت. روند وابستگي جامعه ايران به غرب با ورود اولين دسته از ايرانيان به مجامع فراماسونري كه در آغاز منحصر به سفرا و محصلان اعزامي به اروپا بود، تشديد شد و رفته‏رفته با گسترش يافتن شبكه لژهاي فراماسونري و افزايش اعضاي آن كه عمدتاً از ميان طبقات صاحب نفوذ سياسي، اقتصادي، اجتماعي گزينش مي‏شدند، ابعاد گسترده‏تري يافت. فراماسونري يكي از عوامل مؤثر در تحولات است كه بايد در كنار ساير عوامل به نحو شايسته مورد بررسي و تعميق قرارگيرد.
فقدان يك مفهوم روشن از فراماسونري در بين افراد جامعه و حتي مجامع علمي و دانشگاهي از تبعات ديگر اين بي‏توجهي است كه منجر به كلي‏گويي، ساده‏انگاري، و بزرگنمايي در اظهارات و مكتوبات شده است. درخصوص كم‏توجهي به نقش فراماسونري در تحولات تاريخ معاصر معمولاً توجيهات زير عنوان مي‏شود:
الف : كمبود اسناد و اطلاعات.
ب : كم اهميت دانستن موضوع. عده اي كه غالباً يا ماسون هستند و يا اطلاعات جامعي از ماهيت اين جمعيت ندارند بر اين باورند و يا چنين وانمود مي‏كنند كه فراماسونري اساساً يك حركت اخلاقي است و اصلاً موضوعيت سياسي ندارد. منظور اين عده ازطرح چنين ديدگاهي، كم اهميت نشان دادن تاثير فراماسونري در تحولات تاريخ معاصر است و با همين انگيزه از طرح هرگونه بحثي در اين زمينه خودداري مي‏كنند.
اين ايراد بر نظريه توطئه كه به شكل افراطي و گاه سطحي سعي در نسبت دادن وقايع به عوامل خارجي و مراكز توطئه‏گر دارد وارد است، اما از سوي ديگر بايد درنظر داشت كه با ساده‏انگاري و توهم عدم وجود توطئه نيز نشد و نيز بايد دانست كه توطئه‏گران، هيچ‏گاه به شكلي آشكار و عريان اقدام نمي‏كنند تا بتوان فعاليت آنان را با معيارهاي رايج مورد بررسي قرار داد. نمونه‏اي از اين‏گونه نگرش به تحولات تاريخ معاصر ايران را مي‏توان درمقاله آقاي احمد اشرف درفصلنامه گفتگو شماره 8 مشاهد كرد. نويسنده كه در سرتاسر مقاله خود اصرار در رد نظريه توطئه دارد، خود گرفتار آن شده و "توهم توطئه" را درخصوص فراماسونري ناشي از توطئه دربار و غيره مي‏داند.
در منابع، از عسگرخان افشاررومي به عنوان اولين فراماسون ايراني نام برده‏اند. وي در ضمن انجام يك ماموريت سياسي كه عبارت بود از جلب حمايت ناپلئون به نفع ايران در جنگ هاي ايران و روس، به وسيله جاسوسان انگليسي درفرانسه شكار شد و به عضويت از فراماسونري طريقت پاريس (
order of Paris) درآمد.
دومين فراماسون ايراني ميرزاابوالحسن‏خان ايلچي است كه در 1224 از طرف فتحعلي شاه به انگلستان رفت و از همان ابتدا تحت تاثير شؤون مادي و نفساني تمدن غرب قرار گرفت.
بعد از اين دوره، ايرانيان ديگري نيز كه به خارج سفر كردند در اين سازمان جذب شدند، افرادي نظير مهندس ميرزاصالح شيرازي، ميرزاجعفر مهندس كه بعدها مشيرالدوله لقب گرفت، سه شاهزاده فراري ايراني (رضاقلي ميرزا، تيمورميرزا و نجفقلي ميرزا پسران حسنعلي ميرزا فرمانفرماي فارس) و … نهايتاً ميرزاملكم خان كه منادي غربگرايي و وابستگي به غرب بود.
فراموشخانه ملكم به فرمان ناصرالدين شاه در1278 پس از چهار سال فعاليت و وارد كردن تعداد قابل توجهي از اعضاي دربار و افراد متنفذ به جرگه فراماسونري، تعطيل شد. اما بعدها مجمع آدميت و جامع آدميت براساس تعاليم ملكم تاسيس شده به فعاليت جدي مشغول شدند. با تشكيل لژ بيداري در 1325 قمري كه از حساس‏ترين مقاطع تاريخ معاصر ايران است مداخلات گسترده اين لژ در امور مربوط به نهضت مشروطه اوج مي‏گيرد و نهايتاً منجر به حاكميت اين لژ بر روند نهضت و جريانهاي اجتماعي كشور مي‏گردد.
لژ بيداري درخصوص اداره كشور از لژ گراند اوريان فرانسه نيز كمك مي‏گرفت، براي مثال مي‏توان به استخدام آدولف پرني داديار دادستان پاريس به عنوان مستشار وزارت عدليه اشاره كرد كه با تقاضاي حسن پيرنيا وزير عدليه و كمك مؤثر گراند اوريان فرانسه صورت گرفت.
در سال 1328 مقدمات تشكيل لژي به نام "پهلوي" به وسيلة فردي به نام محمدخليل جواهري در ايران فراهم شد، همانطور كه مي‏دانيم اين سالها مقارن با شروع نهضت ملي شدن صنعت نفت و بروز اختلاف بين ايران و انگلستان بر سر اين موضوع بود. دخالتهاي گسترده لژ پهلوي در دعواي مزبور به نفع انگلستان، به اثبات مي‏رساند كه لژ پهلوي اساساً براي مبارزه با نهضت ملي شدن نفت ايران به وجود آمده بود.
دخالت لژهاي فراماسونري در عرصه‏هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي پس از سقوط دولت دكتر مصدق نيز همچنان تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه پيدا كرد. يكي از جالب‏ترين وقايعي كه پرده از دخالت گستردة ماسونها در امور كشور و توطئه‏هاي پنهاني آنان برمي‏دارد اتفاقات مربوط به انتخابات دورة بيستم مجلس شوراي ملي است كه بر اثر مخالفت ماسون ها با دكتر اقبال، كه از فرمانبرداري كامل از دستورهاي لژهاي انگليسي و مشخصاً لژ روشنايي و لژ تهران خودداري كرده بود، روي داد. شدت مخالفت ها كه موجب مستاصل شدن اقبال گرديده بود وي را به صرافت انداخت كه با توسل به برادران ماسون خود از شدت مخالفت ها بكاهد، لذا به وسيله دكتر غلامرضا كيان از اعضاي لژ تهران به گردانندگان لژ روشنايي و لژ تهران پيام داد و از آنها خواست كه دست از مخالفت با وي بردارند، اين بار ماسون ها كه حريف را درمانده يافته بودند پيغام دادند: "هيچ‏گونه تعهدي درباره ادامه نخست‏وزيري شما نداريم".
هدف عمده اين مقاله جلب توجه محققان تاريخ معاصر ايران به يكي از پديده‏هاي خطيري است كه متاسفانه كمتر مورد عنايت قرار گرفته و شايسته است كه با نگرشي نو به اين موضوع و تلاش و جست وجو در اين زمينه پرده از روي پاره‏أي ابهامات تاريخ معاصر ايران برداشته شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 21:9  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 
 

در دوران صفویه، آزادی اجتماعی زنان در هر دوره، در زمان فرمانروائی هر پادشاه، و در بین هر قبیله و مذهب به گونه ای ویژه ای بود و هر یک از پادشاهان صفوی به خواست و اراده شخصی خود به زن آزادی دادند.در زمان پادشاهی شاه اسماعیل اول، قوانین و فرمان شاه در مورد زندگی اجتماعی زنان بسیار سخت اجرا می شد. آنگاه که شاه شهر و دیاری را زیر فرمان می گرفت، برای استواری قدرت خود ، به کشتار همگانی شهروندان به ویژه زنان می پرداخت تا آنجا که از کشتار زنان باردار هم خودداری نمی کرد.

پایه گذار دودمان صفویه شاه اسماعیل اول از خاندان شیخ صفی الدین اردبیلی، صوفی و پیشوای بزرگ اهل عرفان بود. شاه اسماعیل در سال 892 هجری به دنیا آمد و هنگامیکه پدرش شیخ حیدر ازنواده های شیخ صفی الدین، در جنگ با آق قوینلو کشته شد، یکساله بود. کودک یکساله همراه دو برادر به اسارت دشمن در آمد و به استخر تبعید شد. در چهارده سالگی با کمک سران نه قبیله که در گوشه و کنار ایران فرمانروایی می کردند*به آذربایجان آمد و در تبریز به نام شاه اسماعیل تاج گذاری کرد(907 هجری برابر با 1486 پس از زایش مسیح).
دوران پادشاهی صفویه از چند نکته در سرنوشت ملت ایران و زن ایرانی اهمیت دارد.

1) پس از چیرگی اعراب و گسترش اسلام در ایران، کشور پهناوری که درزمان ساسانیان یکپارچه و با دولت مرکزی اداره می شد، تکه تکه شد و هر بخش به دست فرمانروائی خودمختار افتاد. تنها زبان فارسی و لهجه های مختلف و نیز آداب و سنن ایرانی که هرگز فراموش نشده، ایرانیان را به یکدیگر پیوند می داد. اولین برتری شاه های صفوی بر دیگر حکمفرمایان پس از اسلام، یکپارچگی ملی ایران بود که با تشکیل دولت مرکزی صورت گرفت.
2) شاه اسماعیل بر آن شد که مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران بداند

2) شاه اسماعیل بر آن شد که مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران بداند و آنگاه که رهبران شیعه کوشیدند که او را از این کار باز دارندچنین گفت:«مرا به این کار باز داشتند و خدای عالم با حضرت ائمه معصومین همراه هستند و من از هیچکس باک ندارم.به توفیق الله تعالی اگررعیت حرفی بگویند، شمشیر میکشم و یک نفر رازنده نمی گذارم.»1
بدین روی مذهب شیعه در سال 907 هجری دین رسمی کشور شد و صفویه توانستند با این دین نوین ایران را از یورشهای پی در پی خانان ازبک و عثمانیها حفظ کنند.
3) گسترش و پیشرفت صنایع ایران در زمان صفویه است که بناها و زیبائی و شگفتیهای فرآورده های دستهای هنرمندان آن دوران تا کنون زبان زد تاریخ و مردم است.
در دوران صفویه، آزادی اجتماعی زنان در هر دوره، در زمان فرمانروائی هر پادشاه، و در بین هر قبیله و مذهب به گونهای ویژه ای بود و هر یک از پادشاهان صفوی به خواست و اراده شخصی خود به زن آزادی دادند.در زمان پادشاهی شاه اسماعیل اول، قوانین و فرمان شاه در مورد زندگی اجتماعی زنان بسیار سخت اجرا می شد. آنگاه که شاه شهر و دیاری را زیر فرمان می گرفت، برای استواری قدرت خود ، به کشتار همگانی شهروندان به ویژه زنان می پرداخت تا آنجا که از کشتار زنان باردار هم خودداری نمی کرد. نمونه ای از این سخت دلی او در تبریز بود که سیصد زن روسپی را به صف در آورد و هر یک را دو نیمه کرد. شاه اسماعیل این بی حرمتی به زنان را با مادر خود نیز به اجرا در آورد. بدینصورت که به فرمان او، مادرش مارتا را به جرم اینکه پس از کشته شدن شیخ حیدر ، پدر اسماعیل به پیوند زناشویی یکی از امیران در آمده بود، در برابرش سر بریدند چنانکه لرد استانلی در سفر نامه «ونیزیان» می گوید:«گمان نمی روداز زمان نرون تاکنون چنین ستمکار خون آشامی به جهان آمده باشد.»
در زمان پادشاهی شاه طهماسب، پسر شاه اسماعیل در حقوق اجتماعی زنان دگرگونی چشمگیری صورت نگرفت. شاه طهماسب بسیار متعصب بود، بر این روی زنان ایرانی بایستی خانه نشین بودند تا آنجا که زنها بسیار سالـخورده نیز جز به هنگام ضرورت از خانه خارج نمی شدند. این ستمگری و کنترل در زندگی اجتماعی زنان در هفتاد ماده بصورت قانون اجرا و پیگیری می شد. روی بند بر روی انداختن و چادر به سر کردن در این دوران رواج یافت.پاره ای از زنان که گاه بر اسب می نشستند و یا تیر اندازی می کردند، درزمان پادشاهی طهماسب این آزادی را هم از دست دادند زیرا به فرمان شاه و در ماده شصت و سوم قانون آمده بود که«در هیچ قسمت زن بر اسب ننشیند و اگر ضرورت اقتضا کند، تا ممکن باشد بر زین سوار نشود و لجام به دست نگیرد»2

در د وران شهریار ی شاه عباس از میزان این اسارت و خانه نشینی تا اندازه ای کاسته شد. جز زنان درباری و بزرگان کشور که بایستی در خانه می ماندند و جز به هنگام نیاز خارج نمی شدند، زنان طبقات مختلف آزادانه به کوی و برزن می آمدند. گاه که جشن و سروری در شهر بر پا بود، شبی ویژه زنان بود که آنها بتوانند به دیدن آتش بازی و جشنها ی خیابانی بروند. در آنشب مردان حق شرکت و همراهی با زنان را نداشتند و اگر مردی در سر راه زنان دیده می شد، بیدرنگ به هلاکت می رسید. از سال 1018 هجری شاه عباس دستور داد که روزهای چهارشنبه در هر هفته زنان بتوانند آزادانه در چها باغ اصفهان و پل سی و سه چشمه با روی گشاده و بی نقاب تفریح کنند.3 روشن است که در آنروز این قسمت شهر از وجود مردان بایستی خالی بود.
بیشتر آگاهی واسنادی که از زندگی زنان در دروران صفویه در دست است درباره زنان اشراف و درباری و خانه نشین است. از زنان هنرمند و دانشمند نامی در دست نیست. تنها یکی از جهانگردان ایتالیائی به نام «پی تیر دولا واله» از هنر اسب سواری وتیر اندازی آنهم در بین زنان درباری نه توده زنان طبقات مختلف چنین یاد می کند:«زنان حرم شاه در تیر اندازی بسیار ماهرند...اگر تنها با شاه باشند، با کمال چابکی و مهارت بر اسب می نشیند و با شمشیر و کمان به شکار می پردازند...هر وقت شاه همراه حرم بود، زنان بر اسب می نشینند و روبند خود را بالا می زدند و با روی گشاده حرکت می کردند و شاه می گفت و می خندید. اما اگر شاه خود همراه حرم نبود، زنان را در کجاوه هائی که به پشت استر یا شتر گذاشته می شد، جای می دادند...فرمان شاه این بود که چشم نامحرمی نبایستی به روی زنان حرم افتد، و اگر مردی بر سر راه ایشان دیده شود باید او را بیدرنگ بکشند.»4
بدین روی همه توانایی جسمی و هوش واستعداد ذاتی زنان خاموش مانده و زمان را با تنبلی وخانه نشینی می گذراندند. این اسارت تا به جایی می رسید که شاه کنیزکان خود را به مردان می بخشید. با این همه، گاه تاریخ از نام زنی با سیاست به نام پریخان خانم دختر شاه طهماسب یاد می کند. این زن، با نفوذ و سیاست چشمگیری توانست درتصمیم گیریهای سیاسی پدروسران ایلها شریک باشدو در روی کار آمدن سلطان محمد خدابنده نقش مهی را اجرا کرد. شوربختانه پریخان خانم مورد حسادت و دسیسه های همسر سلطان محمد به نام مهدعلیا قرار گرفت و سر را در این راه از دست داد. به فرمان مهد علیا او را کشتند سرش را با موی خون آلود بر دروازه قزوین به تماشای مردم گذاشتند. در چنین اجتماعی چگونه زنان می توانستند به رشد علمی وسیاسی برسند؟ مهدعلیا نیز بازده دسیسه های خود را دریافت کرد و سران ایلاتی که از او ناراضی بودند روزی به حرم تاختند و سر او را از تن جدا و دارئی او را به غارت بردند.

 

 


*استاجلو،تکلو، روملو، وارساق، ذوالقدر، افشار، قاجار، شاملو و صفویان قراباغ
1-تاریخ کامل ایران، پیشین، برگ 412
2- تاریخ اجتماعی ایران، پیشین، جلد 3، برگ 703
3- زندگانی شاه عباس اول، نصرالله فلسفی، جلد 2، برگ 231
4- تاریخ اجتماعی ایران، برگ 704 و 705

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 21:8  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر | 

با در گذشت شاه اسماعیل دوم، بزرگان و امیران، محمد خدا بنده ، بزرگ فرزند شاه طهماسب اول را که نابینا بود و بدین روی شوری از سلطنت در دل نداشت به شاهی برگزیدند. این پادشاه که بیشتر عمر خود را در حرمسرا در میان زنها به خوش گذرانی و دور از هر گونه آموزش سیاسی و کشور داری گذراند، مردی راحت طلب و بی کفایت بود. از این سست ارادگی و نا شایستگی شاه، امیران و سران کشور به همیاری همسرش مهد علیا، سود جسته و زمام امور کشور را به دست گرفتند. همسر سلطان محمد ، به نام خیر النساء بیگم که مهد علیا نامیده می شد، به آسانی توانست به جای سلطان در میدان سیاسی کشور خود نمائی کرده و کشور را اداره کند.
این پادشاه که بیشتر عمر خود را در حرمسرا در میان زنها به خوش گذرانی و دور از هر گونه آموزش سیاسی و کشور داری گذراند، مردی راحت طلب و بی کفایت بود. از این سست ارادگی و نا شایستگی شاه، امیران و سران کشور به همیاری همسرش مهد علیا، سود جسته و زمام امور کشور را به دست گرفتند. همسر سلطان محمد ، به نام خیر النساء بیگم که مهد علیا نامیده می شد، به آسانی توانست به جای سلطان در میدان سیاسی کشور خود نمائی کرده و کشور را اداره کند.
نخستین گام سیاسی او برگزیدن حمزه میرزا، فرزند یازده ساله اش به جانشینی پدر بود.سپس سران تیره های گوناگون را به پستهای سیاسی بگماشت. با چنین سر آغازی ، سلطان فقط به عنوان «پادشاهی» بسنده کرد ونه تنها از هر گونه مسئولیت که در خور شاهان است شانه خالی کرد ، بلکه بازیچه دست درباریان و مهد علیا نیز بود.
مهد علیا زنی جاه طلب، شجاع ، جسور و کینه توز بود. آنچه راکه اراده می کرد و فرمان می داد ، سران قزلباش و امیران بی
درنگ بایستی به کار می بستند. چندی نگذشت که در باریان و امیران با او سر ناسازگاری برداشته و شکوه و شکایت از او به شاه بردند. سلطان محمد، با همان خوی کودکانه و بی خردی به شکایت بزرگان تیره ها اثری نبخشید. سرانجام گروهی از سرداران قزلباش به هم آمدند و به حرمسرای شاهی ریختند و مهد علیا را که به آغوش شاه پناهنده شده بود، با سر سختی از چنگ شاه به در آوردند و پیش رویش خفه کردند.

همراه این کشتار گروهی از نزدیکان او را نیز به هلاکت رساندند و دارائی آنها را به یغما بردند. سپس سران قزلباش به هم پیوستند و امور سیاسی کشور را به دست گرفتند و شاه عباس اول ، پسر سلطان محمد را به شاهی برگزیدند. او پس از چندی کشور و شهروندان را از پراکندگی و پریشانی برهاند. پس از شاه عباس اول، شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین یکی پس از دیگری سلطنت کردند. در دِرازای زمان زمامداری هر یک از این پادشاهان، حرمسرا، زنها و خواجه سرایان کم و بیش در ساختار سرنوشت کشور و ملت نقش ویژه داشتند. شاهان صفوی بزم را در حرم به پا می کردند و حرم را در رزم همراه داشتند! بدین روی پس از شاه عباس دوم، هیچیک از پادشاهان نتوانستند کشور پهناور ایران را آن گونه که شاید و باید اداره کنند. زیراهمه در کودکی در حرم و بین زنها زندانی بودند و دور از هر گونه تربیت و آموزش سیاسی نگاه داشته می شدندو در بزرگسالی جز مردی خوش گذران و زنباره نبودند. در این راستا کمپفر می نویسد:
«... آینده ولیعهد مملکت نه با تربیت منظم تعیین می گردد و نه با تعلیم جدی و نه با معاشرت و نشست و برخاست با مردان لایق و شایسته. زندگی ولیعهد سراسر در اطاقهای حرمسرا می گذرد و خارج از حدود حرمسرا حتی به وی اجازه نمی دهند رنگ آفتاب را ببیند. مصاحبین ولیعهد خواجه های زنگی هستند که ازاطراف و اکناف مناطق جنوب عالم خریداری شده اند. گروه کثیر همخوابه ها و متعه های شاه نیز در این میان سهم وزیران را بر عهده دارند. تر بیت پسر به عهده مادر، مادر بزرگ و بعضی زنان سالخورده است...حتی معلم ولیعهد را که غلامی است اخته شده، به پیشنها د زنان انتخاب می کنند» 1
روشن است که زنها ی صیغه و عقدی شاه که خود به آموزش نیازمند بودند، هرگز نمی توانستند فرزندان دانشمند پرورش دهند، فراتر از آن نفوذ غلامان در تربیت شاهزاگان بود. بازده چنین محیط پرورشی، همان پادشاهان صفوی پس از شاه عباس دوم بود، که هر یک به گونه ای در فروپاشی سلسله صفوی سهم داشتند. فرمانداران هر استان که اندکی زیرک و کاردان بودند، کم کم سر طغیان برداشتند. آنگاه که سلطنت به شاه سلطان حسین رسید میدان سیاسی که از مردان آزموده خالی بود، راه را برای سرکشی والیان و همسایگان گشوده تر کرد. شاه سلطان حسین پادشاهی که همانند دیگر پادشاهان پرورده دست غلامان و حرمسرا بود ، پس ازبه سلطنت رسیدن شیوه زندگی پیشین را پی گیری کرده و اداره کشور را به وزیران سپرد. آنگاه که اراده به انجام کاری می کرد جز با مشورت پیشگویان و اندرزهای خرافی آنان نبود. همزمان با چنین رهبری در ایران، کشور روسیه زیر فرمان پطر کبیر در شمال، سلطان محمد عثمانی در غرب، و کشور های اروپائی ( انگلیس، هلند و فرانسه) با فرمانروایان آزموده همه از نابسامانی و ضعف سلسله صفوی آگاه شده و هر یک به گونه ای چشم به ایران دوخته و برای سود جوئی از این میدان بی سردار نقشه های شیطانی می کشیدند. از سوی دیگر فرمانداران داخلی هر یک سر شورش برداشتند که از میان آنان محمود پسرمیر ویس گوی را ربود.میرویس کلانتر قندهار بود. پس از درگذشت او، برادرش میر عبدالعزیز جانشین او شد و به دست محمود کشته شد و امیران و سران غلزائی محمود را همراهی کرده و به لشگر کشی به ایران و ستیز با سلطان حسین یاری دادند.

محمود که با پادشاهی بی اراده و ضعیف روبرو بود به آسانی توانست شهر های ایران را یکی پس از دیگری تسخیر کرده و به سوی پایتخت بشتابد. در این هنگام به شاه نامه نوشت و از او در خواست کرد که فرمانداری قندها و خراسان و کرمان را به خاندان او نسل به نسل واگذار د و نیز دختر او را خواستگاری کرد. شاه سلطان حسین در جواب نوشت:
« مطالب شما که نوشتید، همه امکان دارد که صورت پذیرد، اما دختردادن شیعه به سنی ممکن نیست، و شاه به رعیت خود دختر دادن را صلاح نمی بیند.»2
محمود کرمان را گرفت و چون به اصفهان نزدیک می شد، شاه به او پیام فرستاد که آنچه راکه می خواستی پذیرفتم. محمود پاسخ داد که دیگر چیزی در اختیار شما نیست که به من ببخشی!! و بدین روی پس از رسیدن محمود به اصفهان ، شاه سلطان حسین با دست خود تاج شاهی کشور ایران را بر سر محمود نهاد. به گفته احمد پناهی سمنانی:« تاجی را که شاه اسماعیل اول، با دلیریها یش به مدد شمشیر کج قزلباش ها بر سر نهاده بود، شاه سلطان حسین، با زبونی و خفت تام، بر سر یکی ازکم اهمیت ترین رعایای افغانی خود گذاشت.»3
در این هنگام محمود نه تنها دختر بلکه از چهار صد زن نواب همایون فقط چهار زن را در اختیار سلطان گذاشت. اما در این شکست و تراژدی تاریخ ایران،تنها شاه سلطان حسین و ضعف و سستی او گنه کار نبود، بلکه تاریخ دیروز هر کشور ی در ساختار سرنوشت امروز ملت و ملک نقش دارد. بزرگترین عواملی که در فروپاشی سلسله 228 ساله صفوی مؤثربودند و زمانها پیش از روی کار آمدن شاه سلطان حسین پایه گذاری شده بودند به ترتیب زیر است.
1- نبودن نیروی نظامی آراسته به هنگام حمله محمود برای جلوگیری از پیشرفت تند و نابهنگام دشمن.
2- نبودن همبستگی میان پادشاهی و مذهب، آنچنانکه این همبستگی در آغاز پایه گذار حکومت صفوی بود.
3- نفوذ، قدرت و تصمیم گیری ملکه ها و خواجه سرایان حرمسرا در ساختار اداره امور سیاسی و کشوری.
4- خوش گذرانی، زن بارگی و شرابخواری شاه و سرداران و بی خبری آنان از مسائل سیاسی و نارضایتی مردم.

5- حرم پروردگی ولیعهد و شاهزاگان و دور بودن آنها از هر گونه آموزش نظامی و سیاسی.
6- بی خبری از مشکلات روزانه مردم و شکاف بین حکومت و ملت، همه با هم در فروپاشی سلسله صفوی نقش داشتند.

 


1- در دربار شاهنشاه ایران، پیشین، برگ 25.
2- سیاست و اقتصاد عصر صفوی ، پیشین، برگ 347
3- شاه سلطان حسین، پیشین. برگ 9.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 21:7  توسط گروه درسی تاریخ اسلامشهر |